تبليغاتX

انجمن اسلامی دبیرستان باقرالعلوم (ع)
 

اللهم عجل لوليک الفرج
 
نوشته شده در تاريخ 90/04/11 توسط Ehsan Bagherian

با سلام خدمت همه دوستان عزیز  

و با آرزوی ظهور صاحب الـــــــــــــــزمان

و به امیدشنیدن صدای زیبا و دلنشین او درهنگام نماز درحالی که به ایشان اقتداکرده ایم

و با دعای سلامتی رهبر معظم ، امام خامنه ای و از بین رفتن تمامی ظالمین جهان و پیروزی مظلومین مسلمان


به نظر دوستان در وبلاگ موضوعات به صورت متنی کار شود و یا پوستری (عکس) ؟؟

اگر منو با نظراتون همراهی کنید ممنون میشم


 ..::  نظرات خود را در نظرسنجی ثبت کنید  ::..


نوشته شده در تاريخ 89/10/10 توسط Ehsan Bagherian

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردبم                  در ره عشق جگردار تر از صد مردیم

هـــــرزمان بوی خمینی به سر ما افتد                 دور سید علی خامنه ای می گــردیم



نوشته شده در تاريخ 90/05/04 توسط Ehsan Bagherian


بدون شک شما عزیزان مقاله معروف و معتبر فراماسونری: دجال آخرالزمان را مطالعه کرده اید و دانستنی های فراوانی از ان کسب نموده اید . . . اما در این مطلب مستندی به نام “مستند فراماسونری دجال آخرالزمان نیست ” را که توسط سایت ردپا کلیپ تهیه شده است را برایتان قرار داده ایم تا شاید ردی بر این نظریه باشد.حتما این مستند جذاب را دریافت کنید ونظراتتان را درباره آن به ما اعلام نمایید !

(قسمت۱) – ۱۹مگابایت

دانلود

(قسمت۲) – ۱۹مگابایت

دانلود

(قسمت۳) – ۱۹مگابایت

دانلود

(قسمت۴) – ۱۹مگابایت

دانلود

(قسمت۵) – ۲مگابایت

دانلود

دانلود در یک فایل کیفیت متوسط – ۱۸ مگابایت

دانلود

گردآوری و توسط : ظهور۱۲



گروه فرهنگي - امیر ابیلی: این روزها ظاهرا حاشیه‌های "ساختمان پزشکان" پررنگ‌تر و البته مهم‌تر از متنش شده و بحث در مورد محتوای آن هرروزتر داغ‌تر از روز قبل می‌شود. انگار "ساختمان پزشکان" هم مانند "اخراجی‌ها" و "جدایی نادر از سیمین" دارد تبدیل می‌شود به بهانه‌ای برای درگیری‌های رسانه‌ای بین نویسندگان انقلابی و منتقدان شبه روشنفکر می شود، به خصوص در فضای مجازی. بعضی حتی سعی می کنند بگویند تعداد بینندگان این روزهای ساختمان پزشکان از "مختارنامه" هم بالاتر است و این جزو بهترین سریال‌های طنز تلویزیون است.

اما واقعا دلیل این همه حاشیه چیست؟ چرا کار به جایی می‌رسد که حتی طلبه‌های قم در اعتراض به پخش سریال تجمع می‌کنند؟ آیا این اولین و آخرین سریال نامناسب رسانه‌ی ملی است؟ راهکار جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی در آینده چیست؟ و اصلا در بروز چنین وقایعی چه کسانی مسئولند؟

داستان پزشکان

درباره‌ی "ساختمان پزشکان" می‌شود صفحه‌ها نوشت و ساعت‌ها صحبت کرد. نه فقط این سریال، که در مورد تعداد زیادی از خروجی‌های صدا و سیما می‌توان مدت‌ها صحبت کرد و به نقد آنها پرداخت. مگر این اولین و آخرین خروجی بی‌محتوای رسانه‌ی ملی است؟

می‌شود از ساختار تکراری "ساختمان پزشکان" گفت. از اینکه سال‌هاست که این گروه وقتی می‌خواهند سریال طنزی بسازند، جامعه‌ای با افراد فرصت‌طلب، دروغ‌گو، خائن، کلاهبردار، خنگ، یا به معنای بهتر، جامعه‌ای با افراد به معنای واقعی کلمه عوضی را تصویر می‌کنند و یک نفر راست‌گو، منطقی، با سواد و خوش‌قلب، یک نفر ناهمگون با محیط را در میان آنها رها می‌کنند و همین باعث ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار می‌شود. این نقش را در سریال‌های مدیری سیامک انصاری بر عهده داشت و اینجا .................



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 90/05/01 توسط Ehsan Bagherian

 

كمدي سبك متكي بر لودگي/ تابو شكني در روابط محرم و نامحرم

سريال "ساختمان پزشكان" هر شب از شبكه سه سيما پخش مي شود و تاكنون 50 قسمت آن روي آنتن رفته است. بر اساس اطلاعات موجود، در حال حاضر اين سريال به همراه مجموعه "مختارنامه" پربيننده ترين مجموعه هاي تلويزيون هستند.

به گزارش رجانيوز، نويسندگان و كارگردان اين مجموعه همان مجموعه دست اندركاران مجموعه هاي طنز مهران مديري مانند شب هاي برره و پاورچين است. اما اين سريال پر بيننده چه ميزان با استانداردهاي توليد يك مجموعه فاخر كه ويژگي‌هاي آن بارها از سوي رهبر معظم انقلاب تبيين شده انطباق دارد

• استفاده از طنز در جهت آرامش بخشي براي صدا و سيما يك ضرورت است

«مسأله آرامش بخشى به ذهن مردم، يک بخش عمده ‏اش مربوط به صدا و سيما و فيلم ها و نمايشنامه‏ هاست که هنوز تأمين نشده است. البته بعضى از فيلم‌هاى نسبتاً فکاهى و با مايه‏ هاى طنز، قدرى رواج يافته است که عيبى ندارد. خوب است که اين کارها انجام گيرد.» (بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان صدا و سيما۲۳/ ۱/ ۷۵)

«ما بارها در ملاقات با دوستان صدا و سيما، راجع به اين‌که فضاى پيام ها فضاى اعصاب خردکن و تشنّج‌آور براى ذهن و اعصاب مردم نباشد، صحبت کرده‌ايم. خوب؛ در اين سال‌هاى اخير مقدارى به مسائل تفريحى يا به قول شما طنز و فکاهياتِ سرگرم کننده و فيلم‌هاى هنرى و اينها پرداخته‌ايد. اين کارِ درستى است و همين‌طور بايستى حرکت کرد.» (بيانات در ديدار مديران صدا و سيما ۱۴/ ۱۱/ ۸۱)

• تفاوت طنز و فکاهي

«از جمله‌ى مواردى که شما بايد از نويسنده يا کارگردان يا تهيه‌ کننده بخواهيد، يکى همين است که اين محاوره‌ها، جهت‌دار و معنادار باشد. از آنها بخواهيد که بعضى از محاورات بد، القاءکننده‌ى مفاهيم نادرست و عادات و اخلاق بد را به‌کلّى حذف کنند… همين طنزها و تفريح‌ها و فکاهيات تلويزيونى که منتشر مى‌کنيد، هر چقدر از محاورات پايين و عادات نادرست دور باشد، بهتر است. البته من روى طنز، قدرى ترديد مى‌کنم؛ چون بعضى واقعاً طنز است، بعضى طنز نيست و فقط



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 90/04/30 توسط Ehsan Bagherian


گاه از يوم الله 9 دي مي گويند و گاه از براندازي كه هدف فتنه گران بود. گاه كساني را كه بايد، تشبيه به ميكروب سياسي مي كنند و گاه تحليل نو از فتنه ارائه مي دهند. گاه تجليل مي كنند از هوشياري ملت. با اين حساب چرا "آقا " همچنان از فتنه مي گويند.

1- هيچ كس اندازه شخص ولي فقيه به حكومت ولايت فقيه يعني به جمهوري اسلامي تعصب و غيرت ندارد. جمهوري اسلامي نظامي برآمده از خون شهيدان است و رهبر فرزانه انقلاب اصلي ترين حافظ خون شهيدان اند. فتنه اي كه گذشت، مهمترين هدفش براندازي نظام بود. يعني ايران باشد اما اسلام نباشد و يا ارگان جمهوري اسلامي باشد اما اركان انقلاب اسلامي نباشد و يا اختيارات رهبر تقليل پيدا كند به پستي تشريفاتي؛ يك پاپ اما از نوع ايراني-اسلامي! فتنه 88 شايد تمام شده باشد اما اهداف شوم دشمن، هرگز و تحقق اين اهداف مستلزم اجراي فتنه هاي پيچيده تري است. اين فتنه هاي پيچيده و اين فِتَن تودرتو را نمي توان زد الا به كالبد شكافي دقيق فتنه 88 و اين هرگز نافي اين واقعيت مسلم نيست كه از فتنه 88 جز خاكستر هيچ چيز باقي نمانده.

2- رهبر انقلاب با تاكيد مكرر بر فتنه 88 اين را مي خواهند بگويند كه ما براي لحظه اي از آنچه در دوران 8 ماه جنگ تحليلي انجام داديم، پشيمان نيستيم. همچنان كه خميني از 8 سال جنگ تحميلي ذره اي ابراز ندامت نكرد. خامنه اي مفتخر به اين است كه



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 90/04/30 توسط Ehsan Bagherian

.::  سروده زیبا سید حمید رضا برقعی ::.

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

                                                             

  زمستان ۸۶ / سوم محرم


نوشته شده در تاريخ 90/04/30 توسط Ehsan Bagherian
کمال خواهي، از ابعاد مهم فطري انسان است و آدمي مي‌کوشد موانع رسيدن به اين هدف بزرگ را از سر راه بردارد. از آن روي که همواره انسان در راه رسيدن به کمال با مشکلات رو در روي مي‌شود و خود هميشه توانا به گذر از اين مشکلات نيست، ميل فطري به منجي و ياور بيروني، خود را در او مي‌نمايد.
بنابراين، منجي‌گرايي يا منجي خواهي در آدمي، ميلي فطري است که از آغاز خلقت بشر در نهاد او بوده است. وجود اين چنين ميل فطري در انسان نمي‌تواند لغو باشد، زيرا ميل فطري‌اي در غير اين صورت، خداي حکيم خلقتي لغو کرده است. افزون بر اين، نجات خواهي فطري در بشر، بر وجود هميشگي نجات‌دهنده براي او دلالت مي‌کند. خداي سبحان، اصلي‌ترين منجي انسان از هلاکت و بدبختي است، زيرا او پيامبران و پيشوايان بزرگي را به سوي مردم فرستاد تا نجات حقيقي را به آنان بفهمانند و منجي واقعي را نشانشان دهند و بگويند چه کسي و چگونه آنان را نجات مي‌دهد. بنابراين، هدف اساسي پيشوايان آسماني نجات انسان از ظلمت به نور و از شيطان به خداوند بوده است. البته کساني نيز در مقابل آنان، جاهلانه يا غرض‌ورزانه، ميل فطري انسان به منجي را به انحراف کشانده‌اند و او را از آب حيات و نجات به سراب هلاکت رسانده‌اند و از منجيان واقعي دور نموده‌اند و به دام خود يا ديگر منجيان دروغين افکنده‌اند. از اين روي، ميدان زندگي آدمي هميشه جولان‌گاه نبرد حق‌خواهان و باطل‌گرايان بوده است.
در اين عرصه، پيامبران و رهبران الهي براي نجات بشر از چنگال ستم‌گران و جاهلان بسيار کوشيده‌اند و کام‌يابي‌ها و ناکامي‌هاي فراواني ديده‌اند. با وجود اين، آنان به مردم وعده داده‌اند که سرانجام کسي خواهد آمد و جامعة انساني را به گونة کامل از همة بدبختي‌ها نجات مي‌دهد.
گفتني است، هر چند به علت‌هاي گوناگون اديان و مذاهب متعددي در جوامع بشري پديد آمده‌، منجي‌گرايي از جمله آموزه‌هاي مشترک آنها به شمار مي‌آيد. اديان و مذاهب، دربارة شخصيت منجي و اين‌که او کيست و کي خواهد آمد و چه خواهد کرد، نيز نظر واحدي ندارند. بنابراين ، شايسته است فرهنگ منجي‌گرايي در هر يک از اديان و مذاهب بررسي گردد تا حقيقت براي همگان آشکار شود. اين کار در حجم يک مقاله نمي‌گنجد بلکه بايد در مقالات متعددي در قالب پايان‌نامه يا کتاب به آن پرداخت. از اين روي ..............



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 90/04/23 توسط Ehsan Bagherian

مجموع سخنرانی حجه الاسلام علیرضا پناهیان در رابطه با موضوع اسیب شناسی انتظار



  جلســــــه اول

 جلســـــه دوم

 جلســه سوم

 جلسـه چهارم

 جلستـه پنجم

 جلسه ششم


منبع : راسخون


نوشته شده در تاريخ 90/04/23 توسط Ehsan Bagherian


وقتی فیلمها وسریالهای تلویزیون وسینما رو با دقت نگاه می کنیم حالا چه از نوع هالیوودی وچه غیرش

سه تا ویژگی مشترک تو اکثر آثار برجسته است

1-دروغ سازی یا توهم نمایی

2-انسان محوری

3-دنیامحوری

تمام آمال وآرزوهای انسان را در تنگه ویرانه ماده نشان دادن ودر قالبهای جذاب گونه بصری وسمعی آراستن

کافیست نگاه کنیم که چرا اینقدر هر روز به ترفند های جدیدتری رو می آورند تا فیلم را جذاب تر کنند

چون سرتاسر توهم است ودروغ

ونیز مدام سعی میکنند بیننده را تا انتهای فیلم در بیخبری و غفلت از سرانجام فیلم نگه داشته واورا تا به انتهای

فیلم با خود بکشند...

یک آیه از سوره یوسف پس از نقل داستان  یوسف وچند نکته:

لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب ما کان حدیثا یفتری«یوسف/110

که به نظر میشه چند تا نکته از این آیه استفاده کرد:

1-قصه گویی یا از جانب خداست یا هرآنکه خدا گونه است«نحن نقص علیک...»

2-روح قصه عبرت آموزی است

3-قصه گو وقصه شنونده باید صاحب عقل و درک ولب ومغز باشند

4-دروغ گویی و دروغ پردازی به هر شکلش ممنوع است...


 در معنی عبرت،گفته اند:عبرت از عبور است.همان طور که انسان وقتی روی پل می‌رسد،از آن عبور می‌کند و روی آن نمی‌ماند،خیلی از قضایا هم اسباب عبور ذهن ما هستند.

به عنوان نمونه،وقتی که می‌بینیم عده‌ای جنازه‌ای را روی دوش خود به طرف قبرستان می‌برند،فکر می‌کنیم این آدمی بود که تا چند روز پیش چقدر سر و صدا داشت و پر مدعا بود و به قول خودمان چقدر بر و بیا داشت و حالا کارش به اینجا رسیده است که جسد بی‌جانش بر دوش عده‌ای به قبرستان انتقال داده می‌شود.

از این قضیه ذهن ما به این عبور می‌کند که این ماجرا روزی برای خودمان هم اتفاق خواهد افتاد.این عبور ذهن مایه عبرت ما می‌شود و به قول شاعر:

ای دوست بر جنازه دشمن چو بگذری        شادی مکن که بر تو همین ماجرا رود


و چقدر محتاج این نگاه ها و این عبرت ها هستیم در آثار داخلی و چقدر کمیاب است....


یادداشتهای یک طلبه


.: اللهم عجل لوليک فرج :.